تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

معاد - معرفی کتاب ( قسمت اول)

معرفی کتاب ( قسمت اول)

پنجشنبه 14 مرداد 1389 03:28 ب.ظ

نویسنده : سجاد لرستانی

عنوان  :  معاد در نظر جسم و روح
تاریخ چاپ  :  1386
ناشر : پژوهشكده باقرالعلوم(ع)
موضوع کتاب : دینی
نوع کتاب : کتابهای عمومی

 

 

 

1. معاد و مكتب انبیا
- تأثیر جهان بینی در تلقی انسان از جهان؛
- برخی از تفاوتهای جهان بینی مادی و جهان بینی اسلام:
درباره خدا: مادیون معتقدند كه جهان و انسان پدیده هایی صددرصد مادی هستند و چیزی جز علل طبیعی و تصادف های مادی در شكل گیری و ایجاد آنها دخلت نداشته است. اما پیروان مكتب اسلام عقیده دارند كه هستی منحصر به موجودات مادی نیست، بلكه بخشی از هستی ورای پدیده های مادی است و همچنین هستی تمام موجودات مادی از خداوندی است كه مادی نیست و همه چیز را حكیمانه آفریده است.
- درباره جهان؛ - درباره حقیقت انسان؛ - درباره غایت انسان؛ - درباره مرگ.
- دو ركن اصلی مكتب انبیا؛
- ثمره ایمان به معاد؛
- مشاهده حقایق پس از مرگ در دنیا؛
- شواهدی بر وجود معاد:
1. گرایش به جاودانگی؛
2. عدالت خداوند.
- انواع مخالفت با معاد،
- غفلت از معاد و به هم خوردن توازن ماده و معنا:
در دنیای مادی و اقتصادزده امروز، بیشتر مردم خوشبختی را در رفاه مادی پنداشته و مهم ترین معیار برتری را، افزایش امكانات اقتصادی قلمداد می كنند. بر اثر این اشتباه ، توازن ماده و معنا به هم خورد و تكامل ابزار، جای تكامل انسان را گرفته و انسان طوری از خود بیگانه شده كه انسان بودن و ارزش های خویش را فراموش كرده است. بسیاری از مردم بر اثر بی ایمانی به عالم آخرت، از انسانیت خود غافل شده اند، همچون حیوانات زندگی می كنند و عمرشان در خور و خواب و خشم و شهوت سپری می شود و سرانجام هم مانند حیوانات می میرند، رفتار این انسانها برای اولیای دین شگفت آور است. حضرت علی علیه السلام می فرماید:
«عجب دارم از كسی كه دنبال گم شده خویش است، اما خویشتن را گم كرده و دنبالش نمی گردد.»

2.ایمان به معاد و احساس مسؤولیت
- معاد پاسخ به تمایل بی نهایت طلبی انسان:
انسان طبق ساختمان طبیعی و كشش فطری خود در اندیشه بی نهایت است و در باطن، طالب علم مطلق، قدرت مطلق، حق مطلق، عدل مطلق و خیر مطلق و حیات جاویدان است. اندیشمندان با بررسی این گرایشهای فطری، به این نتیجه رسیده اند كه در انسان قابلیت كمال مطلق و حیات جاویدان وجود دارد و وجود این قابلیت، دلالت دارد كه آدمی علاوه بر جنبه محدود مادی، دارای روح مجرد است كه شایستگی تكامل بی نهایت دارد.
- ثمرات ایمان به آخرت در زندگی دنیوی:
1. رهایی از پوچ گرایی؛
2. تعدیل غرایز و تامین ضمانت اجرایی قوانین؛
3. تقویت مكارم اخلاقی:
نیل به حیات معنوی ایجاب می كند كه آدمی در كنار فعالیت های مادی، به مجاهدات روحانی نیز بپردازد. به كار بستن مكارم اخلاق و دست یافتن به كرامت نفس، مستلزم آن است كه در بسیاری از مواقع با تمایلات غریزی خود مخالفت كنیم. در مكتب پیامبران الهی، جلب رضای خدا، ایمان به آخرت و و یقین به پاداش های اخروی، نیرومندترین پشتیبان سجایای انسانی است. غریزه حفظ حیات از غرایز بسیار نیرومند است به طوری كه افراد عادی حاضرند اموال و مقام و همه چیزشان را بدهند تا زنده بمانند؛ اما همین افراد وقتی به اسلام ایمان می آورند، مرگ در راه خدا را با آغوش باز استقبال می كنند و آرزو می كنند در میدان جهاد به شهادت برسند؛ زیرا درك كرده اند كه آدمی با مرگ پایان نمی پذیرد، بلكه به عالم دیگری منتقل می شود، پس چه بهتر كه این انتقال به وسیله شهادت تحقق یابد و از پاداش شهیدان بهره مند شود. امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به یاران خود فرمود: «ای اولاد بزرگواران، شكیبا باشید، چرا كه مرگ برای شما مانند پلی است كه از محیط رنج و زحمت عبورتان می دهد و به بهشت وسیع و نعمت های جاودان می رساند. كدام یك از شما ناراضی است كه از زندان به قصر منتقل شود؟»


3.پیرامون فرشتگان
- سختی انتقال به عالم دیگر:
در ادوار حیات بشر، سه روز است كه از نظر دینی بسیار مهم تلقی شده و بزرگترین تحول در آنها به وقوع می پیوندد: یكی روز ولادت، دیگری روز مرگ و سوم روز قیامت. در این سه روز انسان از عالمی به عالم دیگر انتقال می یابد و تمام شرایط زندگی و قوانین حیاتی او دگرگون می شود. با ولادت، از رحم مادر به دنیا وارد می شود، با مرگ از دنیا به عالم برزخ پا می گذارد و در قیامت از برزخ به عالم آخرت وارد می شود. امام رضا (ع) فرمود:
« وحشت ناك ترین مواقع برای مردم، سه مورد است. روز ولادت كه از شكم مادر خارج می شوند و دنیا را می بینند؛ روزی كه می میرند و عالم بعد از مرگ و اهل آن را مشاهده می كنند؛ و روز حشر كه دوباره زنده می شود و احكامی را كه مشاهده نكرده بود، می بیند و حضرت عیسی در این سه روز بر خود سلام داده (و برای خود طلب سلامت كرده) است.»

- پرهیز از غفلت از مرگ؛
- فرشتگان اولین مشهود انسان هنگام مرگ؛
- هستی و اوصاف فرشتگان؛
- قبض روح، از وظایف فرشتگان:
مرگ و حیات در نظام آفرینش دو پدیده مهم تكوینی هستند. مالك واقعی هر دو خداوند است. یكی از كارهایی كه فرشتگان در انجام آن دخالت دارند، قبض روح انسانهاست. البته فرشته مرگ و اعوانش در كار قبض روح استقلال ندارند، بلكه واسط هایی هستند كه مأموریت خداوند را انجام می دهند.
برای همین، خداوند در قرآن كریم گاهی قبض روح را به خود نسبت داده و فرموده است:

«اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا»
(خداوند است كه موقع فرا رسیدن مرگ، ارواح انسانها را دریافت می كند.)

گاهی آن را عمل ملك الموت می داند:

«قُلْ یَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ»
(بگو فرشته مرگ كه برای [قبض روح] شما گماشته شده، جان شما را می گیرد)

و در مواردی قبض روح را به جمعی از فرشتگان نسبت می دهد:

«حَتَّی إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ یُفَرِّطُونَ»
(موقعی كه مرگ یكی از شما فرا می رسد، فرشتگانی كه رسولان ما هستند جان او را می گیرند و در انجام این مأموریت كوتاهی نمی كنند.)

یكی از شهودات شخص محتضر در اولین مراحل انتقال، مشاهده فرشتگانی است كه از طرف خداوند مأمور قبض روحند. به موجب روایات، این ساعت از شدیدترین ساعات برای آدمی است. امام سجاد علیه السلام فرمود:
«سخت ترین ساعات برای انسان سه ساعت است. ساعتی كه ملك الملك را می بیند، ساعتی كه از قبر برمی خیزد و ساعتی كه در پیشگاه الهی قرار می گیرد سپس یا بسوی بهشت می رود یا بسوی جهنم.»

قبول توبه گناهكاران از جمله الطاف الهی است كه تا پیش از لحظه دیدن فرشتگان قبض روح ممكن است؛ اما همین كه شخص، فرشته مرگ را ببیند، و توبه نكرده باشد، دیگر توبه اش پذیرفته نخواهد شد.

4. روح خدا و حیات جاویدان
- دیدگاه ها درباره پس از مرگ:
درباره اینكه ما بعد از مردن چه وضعیتی پیدا می كنیم، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد:
1. فلاسفه مادی؛
2. فلاسفه الهی: فلاسفه الهی هستی را منحصر به ماده نمی دانند؛ بلكه به آفریدگار جهان كه خالق ماده و ماورای ماده است ایمان دارند. اینها بر دو گروهند. گروه اول روحیون هستند كه به اتكای ادله علمی و فلسفی عقیده دارند كه انسان دارای روحی است جاودان و هنگام مرگ، روح به عالم دیگری انتقال می یابد و به حیات خود ادامه می دهد. گروه دوم به بقای روح بعد از مرگ بدن عقیده ندارند، نه از آن جهت كه نافی عالم ماورای ماده اند، بلكه از این جهت كه ادله روحیون را كافی نمی دانند.
3. پیامبران الهی.
- روح ویژگی خاص انسان؛
- رؤیای صادقه، دلیلی بر بقای روح پس از مرگ:
«یكی از اموری كه می تواند دلیل بقای روح و حیات آن پس از مرگ باشد، بعضی از رؤیاهای صادقه است. فروید و روان كاوان بر این باورند كه رؤیا پلی است كه می توان با استفاده از آن به اعماق وجود صاحب رؤیا نفوذ كرد و از اسرار باطنی او خبردار شد. آنها رؤیا را نمود تمایلات واپس زده ای می دانند كه در ضمیر باطن انباشته شده و در عالم خواب فرصتی برای بروز خود یافته است. اما حقیقت این است كه این تنها یكی از اقسام رؤیاست. پیامبر اكرم (ص) فرموده است:
«اول، رؤیایی كه بشارتی از جانب خداست، دوم افكاری شیطانی كه مایه اندوه است و سوم مطالبی كه انسان در بیداری به فكر آنهاست و با خود گفتگو می كند و در عالم خواب مشاهده می نماید.»

قسم دوم را اصطلاحاً «اضغاث احلام» یا خوابهای پریشان می گویند و قسم سوم همان مطلب مورد نظر فروید است. اما قسم اول، رؤیای صادقه است كه محل بحث ماست. مكرر اتفاق افتاده كه انسان در حال خواب با روح شخص مرده ای مرتبط می شود و آن روح از یك حقیقت كجهولی خبر می دهد. چندی قبل شخصی از شخص دیگری مبلغی قرض كرد و به او رسید داد. هنگام بازپرداخت، طلبكار رسید بدهكار را پیدا نكرد كه برگرداند، به جای آن رسید دیگری داد كه پول را دریافت كرده است. بعد از مدتی بدهكار از دنیا رفت و طلبكار رسید اول را پیدا كرد و سراغ خانم متوفی رفت و مبلغ رسید را مطالبه كرد. او گفت شوهرم وقتی زنده بود قرض خود را پرداخت و رسید دریافت كرد. طلبكار رسید خود را خواست، اما همسر متوفی آن رسید را پیدا نكرد و كار به دادگاه كشید و كم مانده بود علیه متوفی حكم صادر شود كه آن خانم، شوهر خود را در خواب دید و شوهرش به او گفت رسید را نزد فلان وكیل دادگستری گذاشته ام و او آن را لای كتاب دعای خود گذاشته است. وقتی زن بیدار شد به آن وكیل مراجعه كرد و رسید را به محكمه برد و پرونده ختم شد. چنین خواب هایی تنها بر اساس بقای روح قابل تفسیر است و نشان می دهد كه انسان بعد از مرگ نابود نشده و روح او به حیات خود ادامه می دهد.

5. مرگ و آغاز زندگی
- مرگ، عدم نیست:
مرگ از جمله آیات حكیمانه خداوند در نظام خلقت است و حقیقت آن، مانند حقیقت حیات، مجهول است. یكی از مسائلی كه همواره محل بحث دانشمندان بوده این است كه آیا مرگ یك واقعیت موجود و آفریده اصیل است یا آن كه یك امر عدمی است و همان نبودن حیات است. عده ای از فلاسفه الهی، مرگ را مانند جهل امری شر و عدمی دانسته اند. در حالی كه اولاً مرگ یكی از سنت های حكیمانه عالم است كه اگر نبود با توجه به محدود بودن ذخایر عالم طبیعت، ادامه حیات برای بشر بسیار دشوار می شد و لذا شر نیست و ثانیاً مانند جهل، امر عدمی نیست چرا كه آثار متعددی دارد. لذا بهتر است بگوییم مرگ و زندگی مثل خواب و بیداری است كه همان طور كه خواب دارای یك سلسله آثار وجودی منفی، مانند فكر نكردن، ندیدن و نشنیدن و...؛ مرگ هم آثار وجودی دارد و در قرآن همانند حیات، مخلوق خداوند دانسته شده است و میراندن را یك فعل واقعی دانسته كه خود و ملائكه اش انجام می دهند :
«الَّذِی خَلَقَ الْمَوتَ وَالحَیاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أیُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلاً»
(خداوند كسی است كه مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید كه كدامتان عملش بهتر است.)
امام باقر (ع) فرمودند:
«حیات و مرگ، دو مخلوق از مخلوقات خداوندند، موقعی كه مرگ فرا می رسد و در آدمی وارد می شود، در هیچ چیزی وارد نمی شود مگر اینكه حیات از آن خارج می شود.»

- شداید مرگ؛
- مرگ انتقال است نه پایان؛
- دلیل تنفر و ترس از مرگ؛
- راه غلبه بر ترس از مرگ:
برای آنكه افراد با ایمان در موقع مرگ، كمتر دچار ترس و تشویش باشند، باید بكوشند در ساعات آخر زندگی هر چه بیشتر متوجه عفو و رحمت الهی باشند و روح خویش را با حسن ظن به خداوند، تسلیم فرشته مرگ كنند. [و برای اینكه در آن ساعات آخر بتوانند چنین حسن ظنی داشته باشند باید در كل زندگی خود این حسن ظن داشته باشید كه خداوند عزوجل می فرماید: من طبق گمانی كه بنده مؤمنم به من دارد با او رفتار می كنم؛ اگر گمانش خوب بود، خوب؛ و اگر بد بود، بد.» رسول اكرم (ص) دعوت خود را با كلمه توحید آغاز كرد و آن را مایه رستگاری مردم خواند. اگر محتضر با داشتن حسن ظن به خداوند، آخرین سخنش كلمه توحید باشد، از اهل بهشت خواهد بود؛ زیرا رسول اكرم (ص) فرمود:
«به كسانی كه در معرض مرگند «لا اله الا الله» را تلقین كنید، كه هر كس آخرین سخنش «لا اله الا الله» باشد وارد بهشت می شود»

6. محاسبه نفس و احیای انسانیت
- تمثیل زندگی دنیا به معامله در بازار:
یكی از بهترین وسایل تفهیم و تعلیم، استفاده از تشبیه و استعاره است و از این راه می توان شنوندگان را در هر سطحی كه باشند متوجه مقصود نمود. در آیات و روایات تشبیهات زیادی در زمینه های مختلف آمده كه یكی از آنها تشبیه دنیا به بازار داد و ستد است. امام هادی (ع) فرمود: «دنیا بازاری است كه گروهی در آن منتفع می شوند و گروهی ضرر می بینند.» مردم معامله گران این بازارند و متاع مورد معامله، مجموعه عقاید و اخلاق و اعمال نیك و بدی كه برای دنیا و آخرت خود ذخیره می كنند. قرآن شریف درباره معامله گران با ایمان می فرماید:
« إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ »
(كسانی كه كتاب خدا را تلاوت كردند، نماز را برپا داشتند و از زرقی كه به آنها دادیم آشكارا و نهان انفاق نمودند، امیدوار به تجارتی هستند كه هرگز زیان و زوال نخواهد داشت)

و در مورد معامله گران منافق و بی ایمان می فرماید:

« أُوْلَـئِكَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَی فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ»
(اینان كسانی اند كه گمراهی را به [بهای] هدایت خریدند در نتیجه داد و ستدشان سودی به بار نیاورد و هدایت یافته نبودند.)
- ضرورت محاسبه نفس؛
- ضرورت احیای انسانیت؛
- تفاوت آبادسازی زمین و انسان سازی:
اینكه انسان توان آباد ساختن زمین را دارد، ناشی از همین است كه خداوند او را در چارچوب غرایز محدود نساخته است؛ پس بر انسان است كه اسیر غرایز خویش نشود و عقل و وجدان اخلاقی خود را كه زیربنای تعالی معنوی او هستند، بر هوای نفس و شهوات خود، كه سمبل حیوانیتند، حاكم سازد. خداوند طبق آیه فوق آباد ساختن زمین را بر عهده بشر گذاشته، اما در مورد انسان سازی از آنها خواسته كه دعوت خدا و پیامبر را اجابت كنند:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِیكُمْ»
(ای كسانی كه ایمان آورده اید، دعوت خدا و رسول را اجابت نمایید وقتی شما را می خوانند به چیزی كه زنده تان می كند.)

بین احیای كره زمین و احیای انسانیت تفاوتی عمیق هست. آباد ساختن بشر در صلاحیت انسان است و انسان با بررسی و تحقیق می تواند آثار و خواص عالم طبیعت را دریابد و از آنها بهره برداری كند، اما مسأله انسان سازی و احیای انسانیت چیزی است كه انسان به تنهایی و با كمك عقل و تجربه نمی تواند این كار را انجام دهد زیرا شرط اساسی آن شناختن تمامی ابعاد وجودی انسان است. برای همین بای خودسازی باید تعالیم خداوند را كه آفریدگار انسان است و به وسیله پیامبرش اعلام می گردد، به درستی فرا گیریم و عملاً به كار ببندیم.

7. اسلام و تعدیل احترام اموات
- برخورد ملل مختلف با جسد مردگان:
به خاك سپردن اجساد مردگان از سنن بسیار كهن در تاریخ بشر است. از قرآن شریف برمی آید كه در آغاز زندگی بشر، یكی از فرزندان آدم برادر خود را كشت و چون این اولین جسد اولاد آدم بود و نمی دانست با آن چه كند، خداوند كلاغی را برانگیخت و آن كلاغ پیش چشم او زمین را با منقار و چنگال خود كند تا به او یاد دهد چگونه قبر حفر نماید و جسد برادر خویش را در آن پنهان سازد.
- مواجهه اسلام با مردگان:
الف- احترام به جسد میت:
1. تسریع در تجهیز و دفن؛
2. غسل و كفن؛
3و 4. نماز میت و تشییع جنازه.
ب- امور مربوط به زندگی پس از مرگ:
1. وجود عالم قبر؛
2. فشار قبر؛
3. سؤال قبر:
4. حقیقت عالم قبر:
روح در عالم قبر كه همان عالم برزخ است، به یك بدن مثالی تعلق می گیرد كه غیر از بدن دنیوی است هز چند شبیه آن است. مرحوم فیض كاشانی نیز چنین توضیح می دهد كه «اهل هر نشأه و عالمی، موجودات عالم خود را مشاهده می كنند، اما درباره عالم دیگر فقط می توانند حكایت كنند. پس مشهود هر نشأه ای، غیب عالم دیگر است و پیامبر اكرم (ص) فرمود:
« مردم خوابند، وقتی بمیرند بیدار می شوند. پس مثال صورتهای دنیایی به آخرت مثل صورتهای رؤیایی است نسبت به بیداری»
و از اینجا معلوم می شود كه لازم نیست كه ما با چشم و گوش ظاهری اموری را كه در قبر می گذارد، ببینیم و بشنویم، زیرا آنجا عالم و نشأه دیگری است و اگر در دنیا برخی از اولیای الهی امور آن عالم را می بینند ناشی از مقام خاصی است كه بدان دست یافته اند. مانند پیامبر اكرم (ص) كه جبرئیل را می دید در حالی كه حاضران در مجلس او، نمی دیدند.»

8. عالم برزخ و بطلان تناسخ
- وجود برزخ:
در لغت عرب، حد فاصل دو چیز را برزخ گویند و چون جهان بعد از مرگ، حد فاصل بین زندگی دنیا و حیات اخروی است، در قرآن و روایات، آن عالم به نام برزخ خوانده شده است. درباره پاداش مؤمنان و كیفر گناهكاران در عالم برزخ آیات و روایات بسیاری وارد شده است. مثلاً قرآن كریم درباره شهیدان می فرماید:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ. فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»
(گمان نبرید آنانكه در راه خدا كشته شده اند مردگانند، بلكه نزد پروردگارشان زنده اند و از رزق حضرت باری تعالی استفاده می كنند. خوشحال و شادمانند به آنچه خداوند از فضل خود به آنان اعطا فرموده است و به كسانی كه در دنیا از پی آنها می روند (در مسیر جهاد قدم بر می دارند) ولی هنوز به آنان نپیوسته اند بشارت می دهند كه هیچ گونه ترس و اندوهی نخواهند داشت.)

قرآن كریم در مورد فرعونیان نیز می فرماید:

«وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ. اَلنّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوّاً وَ عَشِیّاً وَ یَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرعَوْنَ اَشَّدَ الْعَذابِ.»
(آل فرعون را عذاب بد احاطه نموده است. صبح و شب بر آتش عرضه می شوند و روز قیامت به فرشتگان فرمان می رسد كه آنان را در شدیدترین عذاب وارد سازید.)

امام صادق علیه السلام فرموده است:

«این عذاب صبح و شب كه در آیه آمده، ناظر به عذاب پیش از قیامت است، زیرا در قیامت، صبح و شبی نیست.» سپس فرمود: «اگر آل فرعون در قیامت، صبح و شب معذب باشند پس بین این دو وقت، خوشبخت خواهند بود. چنین نیست و این عذاب صبح و شب در دوزخ پیش از روز قیامت است. آیا گفته خداوند را در همین آیه نشنیده ای كه فرموده است: روز قیامت فرمان می رسد آل فرعون را در شدیدترین عذاب وارد نمایند.»

- نظریه تناسخ؛
- نقد نظریه تناسخ:
- ارتباط عالم برزخ با دنیا:
گرچه در هر دو عالم برزخ و عالم آخرت، انسان به پاداش و كیفر می رسد ولی این دو عالم در كنار این تشابه، تفاوتهایی هم با هم دارند. از جمله اینكه با وجود عالم برزخ، عالم دنیا باقی است ولی وقتی قیامت فرا رسد، نظام دنیا برچیده می شود. بر اثر همین تفاوت، برزخیان می توانند با دار دنیا رابطه داشته باشند و بر اثر عوامل و شرایطی، وضع آنها در عالم برزخ بهتر یا بدتر شود.
وقتی انسان بمیرد ثمرات برخی از اعمال قطع نمی شود و ثواب یا عذاب متناسب با آن همچنان ادامه پیدا می كند. مثلاً اگر كسی سنت خوب یا سنت بدی را در جامعه شایع كند، بر طبق احادیث متعددی تا روز قیامت هر كس به آن عمل كند، نصیبی هم به مؤسس آن سنت می رسد، بدون اینكه از ثواب یا جزای عاملان آن سنت كاسته شود.
علاوه بر این، صدقات جاریه نیز تا وقتی كه جریان دارد، پاداشش به صاحب عمل می رسد. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:

«هفت چیز است كه اگر كسی انجام دهد بعد از وفاتش نیز ثوابش به او می رسد؛ كسی كه درخت مثمری را بكارد یا چاهی حفر كند یا قناتی جاری سازد یا مسجدی بنا نهد، یا قرآنی بنویسد یا علمی از خود به جای گذارد یا فرزند صالحی تربیت كند كه بعد از مرگش برای او استغفار كند»

در طرف مقابل، بزرگترین عاملی كه افراد را در عالم گرفتار و معذب می سازد. حق الناس است و تا زمانی كه ذمه متوفی از مال و عرض این و آن بری نشود، از عذاب رهایی نمی یابد. برخی از افراد با اینكه تمكن مالی دارند ولی خودشان اقدام نمی كنند و فقط در وصیت نامه می نویسند بعد از مرگشان عمل شود؛ اما آیا بازماندگان حتما به وصیت عمل می كنند؟ حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«ای فرزند آدم، در اموال خودت وصی نفس خویش باش و آنچه را كه دوست داری دیگران بعد از تو در مالت انجام دهند در ایام زندگیت انجام بده.»

9. غیب مطلق و غیب نسبی
- ضرورت ایمان به غیب:
پایه و اساس دین آسمانی بر ایمان باطنی استوار است. پیامبران مردم را دعوت نموده اند كه به پروردگار عالم، فرشتگان وحی، قیامت و زنده شدن مردگان ایمان آورند. می دانیم تمام این واقعیتها از امور غیبی و حقایق نامحسوسند. اما باید توجه كرد كه غیب بر دو قسم است: غیب مطلق و غیب نسبی.
الف- غیب مطلق؛
ب- غیب نسبی؛
- امكان آگاهی از غیب؛
- سوء استفاده از علاقه مندی به علم به غیب؛
- ارتباط با ارواح:
یكی از غیب های نسبی، عالم برزخ و حضور روح مردگان در آنجا است. از نظر دینی ارتباط با ارواح كسانی كه از دنیا رفته اند محال نیست و در مواردی رخ داده است. مثلاً «حبه عرنی» نقل می كند كه روزی با امیرالمؤمنین علیه السلام به خارج از كوفه رفتیم. ایشان در قبرستان وادی سلام توقف كرد گویی كه با عده ای صحبت می كند. مدتی منتظر ماندم به طوری كه خسته شدم و ردایم را پهن كردم و از ایشان خواستم كه بنشینند. فرمود: ای حبه، این توقف من چیزی جز گفتگو و انس با مؤمنین نیست. عرض كردم: آیا با همدیگر چنین هستند؟ فرمود: بله، اگر پرده برداشته شود می بینی كه حلقه حلقه گرد هم آمده اند با هم سخن می گویند. پرسیدم: اینان اجسادند یا ارواح؟ فرمود: ارواحند. هیچ مؤمنی در هر جای عالم نمی میرد مگر آنكه به روحش گفته می شود به وادی السلام ملحق شود كه این وادی قطعه ای از قطعات بهشت است.»
ولی این بدان معنی نیست كه هر كس بخواهد بتواند هر روحی را كه مایل باشد احضار و با او گفتگو كند و كسانی كه مسأله ارتباط با ارواح را این قدر مبتذل ساخته اند كه هر وقت هر روحی را بخواهند احضار می كنند، مانند كسانی هستند كه می خواهند با فال نخود و قهوه به غیب عالم آگاه شوند و مردم را متوجه سرنوشت خود بكنند! حقیقت این است كه با این كارها نه می توان با عالم برزخ و ارواح مرتبط شد و نه مقدرات آینده را شناخت.
البته یكی از طرق درست ارتباط با ارواح مردگان، رؤیاهای صادقه است كه انسان با روح متوفی ارتباط برقرار می كند و این رؤیاها، هم شاهد مهمی بر عدم محدودیت عالم به جهان مادی هستند و هم شاهد خوبی بر وجود زندگی پس از مرگ در عالم دیگر؛ چرا كه بسیار رخ داده در این رؤیاها مطالبی گفته شده كه همه از آن بی خبر بوده و با اطلاع آن ارواح به آن مطلب آگاه شده اند.

10. قیامت و پایان دنیا
- پایان دنیا:
پیش از آنكه قیامت كبری قیام نماید و همگان برای حسابرسی و پاداش و كیفر دوباره زنده شوند، آسمان ها به هم می پیچد، تمام موجودات ارضی و سماوی می میرند و نظام دنیا پایان می پذیرد. مسأله انقراض نظام دنیا پیش از فرا رسیدن روز جزا یك تحول اساسی و بنیادی است كه نمی توان آن را با تغییرات یك جرم كوچك كیهانی مثل كره زمین مقایسه كرد. در اثر آن واقعه، نظامی كه هم اكنون بر عالم حاكم است بر هم می خورد و اوضاع و احوالی پیش می آید كه برای مردم امروز غیر قابل تصور است.
- خدا تنها ازلی و ابدی بالذات؛
- شواهدی بر انقراض عالم طبیعت؛
قرآن كریم می فرماید:

«أذَا الشَّّمسُ كُوِّرَتْ»
(وقتی آفتاب تیره گردد و به هم پیچیده شود)
تكویر به معنای كم شدن نور و رو به تیرگی رفتن و نیز به هم پیچیده شدن است. این مطلبی است كه امروزه دانشمندان درباره سرنوشت خورشید نیز فهمیده اند. به عقیده كیهان شناسان، منبع انرژی خورشید، هیدروژنی است كه در سطح خورشید قرار دارد و با تبدیل آن به اتم هلیوم این انرژی تولید می شود و این عمل آنقدر ادامه می یابد تا هیدروژن خورشید تمام شود و هر نسبتی كه تراكم هلیوم بیشتر شود، اولاً بر تیرگی خورشید افزوده می شود و ثانیاً چون نور و انرژی خورشید در فضا پخش می شود ولی هلیوم دائماً به داخل جرم آفتاب منتقل می شود، خورشید دائماً در حال به هم پیچیده شدن است و مواد سطح آن به درون می رود. قبلاً چنین گمان می شد كه با تمام شدن هیدروژن خورشید سرد می شود ولی امروزه چنین اظهار نظر می شود كه پس از مصرف هیدروژن و بخاطر هلیوم موجود، گرمی خورشید بسیار بسیار بیشتر می شود و به علت شدت سوزانندگی، موجود زنده ای باقی نمی ماند.

11. پایان عمر دنیا
- اجل و انواع آن:
قرآن كریم درباره محدودیت عمر آسمان ها و زمین و موجودات ارضی و سماوی با تعابیر مختلفی سخن گفته است كه یكی از این تعابیر «اجل» است مثلاً می فرماید:

«ما خَلَقَ اللهُ السَماواتِ وایرضَ وَما بَینَهُما اِلّا بِالْحَِّ وَاَجَلٍ مُسَمّی.»
(خداوند آسمان ها و زمین و آ»چه در بین آنهاست نیافریده مگر بر پایه حق و دارای عمری معین.)

یا در مورد انسان می فرماید:

«هُوَ الذی خَلَقَكُمْ مِن طینٍ ثُمَّ قَضی اَجَلاً واَجَلٌ مُسمیًّ عِنده»
(او كسی است كه شما را از گل آفریده و برای هر یك عمری مقرر داشت و موعد اجل قطعی نزد خداوند است.)

نكته شایان دقت آنكه قرآن كریم درباره تمام موجودات تنها به «اجل مسمی» اشاره كرده، اما در مورد انسان دو تعبیر «اجل» و «اجل مسمی» را به كار برده اشت.

- اجل و اجل مسمی؛
- عامل انقراض نظام دنیا:
خداوند توانا برای انجام كار خود نیازی به هیچ چیز ندارد و با مشیت خود می تواند هر چیزی را كه بخواهد ایجاد یا فانی سازد:

«اِنَّما آَمَرُهُ اِذا اَرادَ شَیئاً اَن یَقول له كُن فَیَكونُ.»
(امر الهی چنین است كه وقتی چیزی را اراده فرماید، به آن می گوید «باش» پس موجود می شود.)

اما مشیت الهی بر آن تعلق گرفته كه جهان هستی بر اساس نظم و حساب استوار باشد و كارها بر اساس وسایل و اسباب انجام شوند. امام صادق (ع) فرمود:
«خداوند مضایقه دارد كه جریان امور را جز با اسباب برقرار نماید، از این رو برای هر چیزی سببی قرار داده است.»

12. حیات اخروی و نظام نوین
تفاوت قوانین حاكم بر دنیا و قیامت :
یكی از مطالب مهم مربوط به عالم آخرت این است كه با وقوع قیامت و انقراض عالم دنیا، تمام امور دنیوی با همه قوانین و مقررات تكوینی و تشریعی اش خاتمه پیدا می كند و سپس به اراده خالق توانا، جهان نوسازی می شود و قوانین مقررات جدیدی بر آن حاكم می گردد. علت این است كه مجموع قوانین تكوینی حافظ نظام موجود این عالم است و مجموعه مقررات تشریعی برای هدایت انسان ها در دار تكلیف است و از آنجا كه نظام عالم آخرت نظامی كاملاً متفاوت است و نیز بساط تكلیف برچیده می شود، جایی برای این قوانین تكوینی و تشریعی باقی نمی ماند و قوانین تكوینی جدیدی كه متناسب با آن عالم است جایگزین می شود، كه در اینجا به برخی از این تفاوت ها اشاره می شود:
1. تولد از نطفه یا سر بر آوردن از خاك؛
2. ورود تدریجی یا دفعی به عالم؛
3. تحول و مرگ یا ثبات و بقا؛
4. حیات در برخی چیزها یا همه چیز؛
5. پنهانی یا آشكاری باطن ها (تجسم اعمال و نیات):
آدمی در دنیا خواه دارای كرامت اخلاق باشد یا دیوسیرت، چهره باطنی اش پوشیده است، اما در قیامت باطن ها ظاهر می شود. امام باقر (ع) فرموده است:

«مردم در قیامت باطن ها ظاهر نیت هایشان محشور می شوند.»

در عالم طبیعت انسان تنها موجودی است كه دارای دو بعد حیوانی و انسانی است و حق انتخاب با خودش است. عده ای خود را در بعد حیوانی محصور می كنند و راه سقوط را در پیش می گیرند و عده ای با گوش داده به سخن انبیاء، عقل خویش را تقویت می كنند و آن را بر غرایز خود حاكم می سازند و به مدارج عالی انسانیت نایل می شوند. در قیامت، تنها این افرادند كه به صورت انسان محشور می شوند؛ ولی گروه اول در قیامت با وضعی محشور می شوند كه متناسب با روحیات و ملكات اخلاقی آنان باشند.
13. معاد و جهان بینی های مختلف
جهان بینی های مختلف درباره معاد:
نگرش انسان ها درباره معاد را به سه دسته می توان تقسیم كرد:
1. مادی گراها: كسانی كه هستی را مساوی ماده می پندارند، نمی توانند در امر معاد، طرف بحث و گفتگو باشند. لازم است با اینان ابتدا درباره خداوند و اثبات وجود او سخن گفت. آنها چون انسان را پدیده تصادفی طبیعت بی شعور می دانند، نمی توانند عنایتی حكیمانه را برای وجود انسان بپذیرند.
2. مشركان؛
3. خداپرستان معتقد به معاد؛
- معاد و شبه آكل و مأكول؛
- چرایی ضرورت معاد جسمانی و روحانی؛
- اجتناب ناپذیری معاد و حسرت انسانها:
مردم بخواهند یا نخواهند روز محشر زنده می شوند و باید به تمامی اعمالی كه در دنیا مرتكب شده اند، پاسخ گویند. امام باقر (ع) می فرماید:
«از جمله مواعط لقمان به فرزندش این بود كه: فرزندم اگر درباره مرگ شك داری، خواب را از خودت دور كن و كاری مكن كه هرگز نمی توانی چنین كنی. و اگر در زنده شدن روز قیامت شك داری، بیدار شدن از خواب را از خودت دور كن و كاری كن كه پس از خواب هرگز بیدار نشوی و این كار را هم نمی توانی بكنی. اگر در این دو امری كه گفتم فكر كنی، می فهمی كه نفس و جان تو به دست غیر توست. خواب به منزله مرگ و بیداری پس از خواب به منزله برانگیخته شدن پس از مرگ است.»
وقتی انسانها برانگیخته می شوند چیزی كه بر مردم غافل و گناهكار روشن است و آنها را به شدت رنج می دهد، توجه به عمر ناچیز و زود گذر دنیا و مسئولیت عظیمی است كه هم اكنون در مقابل تمام اعمال خویش دارند. همه انسانها به خود می آیند اما این آگاهی دیگر تأثیری در سرنوشت آنها ندارد. خودآگاهی مفید آن است كه انسان در این دنیا خویشتن را بشناسد و از فرصت زندگی استفاده كند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -