تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

معاد - چرا برخی معاد را قبول ندارند؟!(علت کفر به معاد)

چرا برخی معاد را قبول ندارند؟!(علت کفر به معاد)

پنجشنبه 14 مرداد 1389 03:34 ب.ظ

نویسنده : سجاد لرستانی

 

اسکلت

 

از نظر قرآن کریم علت عدم اعتقاد به معاد چند چیز است: 
1- شبهه علمی.
شبهه علمی آن است که چگونه خداوند اجزای پراکنده را دوباره جمع می‌کند و به آنها حیات می‌بخشد. انسان وقتی مُرد ذرّات بدنش در سرتاسر زمین پراکنده و گم خواهد شد: “و کانوا یقولون ءإذا متنا و کُنّا تراباً و عظاماً ءإنّا لمبعوثون. أوَ اباؤُنا الأوّلون.”(۱) خداوند در پاسخ چنین شبهه‌ای می‌فرماید: ما به این کار توانمندیم نه تنها استخوان‌ها (عظام) را بلکه آنچه قسمت مهم بدن را نیز تشکیل می‌دهد؛ برمی‌گردانیم، بلکه خطوط ظریف سر انگشتان را نیز به حالت اول باز می‌گردانیم. خدایی که اوّلین بار آنان را آفرید خلقت دوباره آنها برای او سهل و آسان است: “بلی قادرین علی أنْ نُسوّی بَنانهُ”(۲)؛ اینان می‌پندارند ما دیگر بار استخوان‌های پوسیده‌‌ آنان را جمع نمی‌کنیم، آری ما قادریم حتی سر انگشت آنان را با همه ویژگی‌هایش دوباره درست کنیم.
۲- شهوت عملی .
شهوت عملی آن است که اندوخته‌های علمی را نادیده انگارد و با علمِ به حقّانیت معاد و قیامت عملا ً دست به شهوترانی و هواپرستی بزند و از مصادیق “أفرءیت مَنِ اتّخذ إلهَه هواه و أضلّه الله علی علم”(۳) باشد. وقتی شهوت جلو علم را گرفت بسان دانشی می‌ماند که در متون کتاب‌ها مدفون است. چنین دانشی نجات دهنده شخص نخواهد بود. قرآن نیز چنین انسان‌هایی را رویگردان از هدایت می‌داند. سرنوشت چنین انسان‌هایی را شیطان رقم می‌زند؛ یعنی کسانی که متاع آخرت را به کالای چند روزه‌ی‌ دنیای کم ارزش فروختند: “أولئک الّذین اشتروُا الحیوةَ الدّنیا بالاخرة”(۴) و کسانی که هدایت را به گمراهی معامله کردند: “أولئک الّذین اشترُوا الضّلالة بالهدی فما رَبِحَتْ تجارتُهم و ما کانوا مُهتدین”(۵)؛ ایشان گمراهی را به جای راه راست خریدند. البته چنین تجارتی سود نخواهد کرد.
خدا می‌خواهد انسان‌ها بین خوف و رجا باشند. بیم و امید است که انسان را شکوفا می‌سازد، پرورش نیکو می‌دهد و نخل او را به ثمر می‌نشاند. از این رو گاهی تشویق و گاهی ترهیب و تخویف (ایجاد ترس) می‌کند.خدای سبحان در عین آن که بخشنده، رؤوف، مهربان، بخشایشگر و پرورش دهنده جهانیان است مالکیت آنان را نیز بر عهده دارد: “الحمدلله ربّ العالمین. الرّحمن الرّحیم . مالک یوم الدّین”(۶) و کسی نخواهد توانست از تحت مالکیت او خارج شود. او از همه اشخاص حسابرسی می‌کند. خدا می‌خواهد انسان‌ها بین خوف و رجا باشند. بیم و امید است که انسان را شکوفا می‌سازد، پرورش نیکو می‌دهد و نخل او را به ثمر می‌نشاند. از این رو گاهی تشویق و گاهی ترهیب و تخویف (ایجاد ترس) می‌کند: “أمّن هو قانت آناءَ الّیل ساجداً و قائماً یحذر الاخرة و یرجوا رحمة ربّه”(۷)؛ آیا کسی که شب را به طاعت خدا به سجود و قیام می‌پردازد و از پایان کار خود ترسان و به رحمت الهی امیدوار است با آن کس که به کفر مشغول است یکسان است؟ هرگز یکسان نیست. تنها خردمندان متذکّر این مطلبند: “إنّما یتذکّر أولوا الألباب.”(۸)
شیطان نخست درباره معاد شبهه علمی ایجاد می‌کند، بعد آن را صورت برهان می‌بخشد و پس از تثبیت آن، در عمل وسوسه و اخلال می‌کند و به تدریج انسان را به شهوت‌های عملی می‌کشاند. انسان هرگز نمی‌تواند بدون مراقبت دقیق در اعمال، به پایان کار خویش امیدوار باشد؛ زیرا اگر مراقب آنها نباشد چه بسا در لحظاتی از عمر ایمان وی تباه گردد و چه بسا بر اثر بیداری و هشیاری در لحظاتی از آن بتواند همه‌‌ لغزش‌های احتمالی خود را ترمیم کند. پس باید به عاقبت کار خویش بیندیشد و به رحمت او هم امیدوار باشد. به ویژه اخلاص در عمل، انسان را نجات می‌دهد؛ زیرا اخلاص اکسیر اعظم است، حتی دشمن قسم خورده‌ی‌ انسان، یعنی شیطان برای اخلاص ورزان حساب ویژه باز کرده و آنان را از جرگه گمراهان و فریب خوردگان بیرون برده است: “قال فبعزّتکَ لأُغوِینّهم أجمعین . إلّا عبادک منهم المخلَصین”(۹)؛ به عزّت و جلال تو سوگند که همه‌‌ خلق را گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند. شیطان غیر مخلَصین را می‌تواند در حزب و دسته خود قرار دهد: “استحوذ علیهم الشّیطان فأنسهم ذِکرَ الله أولئک حزب الشیطان ألا إنّ حزب الشیطان هم الخاسرون”(۱۰)؛ شیطان بر دل آنان سخت احاطه کرده که فکر و ذکر خدا را به کلّی از دلشان برده است. آنان حزب شیطانند. ای مردم آگاه باشید که حزب شیطان به حقیقت زیانکاران جهانند.
انسان هرگز نمی‌تواند بدون مراقبت دقیق در اعمال، به پایان کار خویش امیدوار باشد؛ زیرا اگر مراقب آنها نباشد چه بسا در لحظاتی از عمر ایمان وی تباه گردد و چه بسا بر اثر بیداری و هشیاری در لحظاتی از آن بتواند همه‌‌ لغزش‌های احتمالی خود را ترمیم کند. پس باید به عاقبت کار خویش بیندیشد و به رحمت او هم امیدوار باشد. نتیجه این که، شیطان نخست درباره معاد شبهه علمی ایجاد می‌کند، بعد آن را صورت برهان می‌بخشد و پس از تثبیت آن، در عمل وسوسه و اخلال می‌کند و به تدریج انسان را به شهوت‌های عملی می‌کشاند. وی برنامه گمراه کننده‌‌ خود را چنین اعلام داشته است :”و قال لأتّخذنّ من عبادک نصیباً مفروضاً . و لأُضِلّنّهم و لأمنّینّهم و لامرنّهم فلَیُبتّکنّ اذان الأنعام و لامرنّهم فَلَیُغیّرنّ خلق الله و منْ یتّخذ الشّیطانَ ولیّاً من دون الله فقد خسِر خسراناً مبیناً . یَعدِهم و یمنّیهم و ما یعدهم الشّیطانُ إلّا غروراً . أولئک مأویهم جهنّم و لا یجدون عنها مَحیصاً”(۱۱)؛ شیطان به خدا گفت: من بخشی از بندگان تو را زیر بار طاعت خود کشیده سخت گمراه می‌کنم. آنان را به آرزوهای دور و دراز درافکنم و به آنان دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند، و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، کتاب و احکام خدا را به دلخواه خود تأویل و تبدیل کنند، و هر کس که شیطان را دوست دارد، و او را سرپرست خود قرار دهد نه خدای خود را، سخت زیان کرده است؛ زیانی که بر هر خردمندی کاملا ً آشکار است. شیطان انسان را بسیار وعده دهد و آرزومند و امیدوار کند، ولی وعده و نوید شیطان به جز غرور و فریب خلق نیست. جهنّم منزلگاه شیطان و پیروان اوست و از آن گریزگاهی نخواهند یافت.
 
پی‌نوشت‌ها:
۱- سوره‌‌ واقعه، آیات ۴۷ ـ ۴۸٫
۲- سوره‌‌ قیامت، آیه‌‌ ۴٫
۳- سوره‌‌ جاثیه، آیه‌‌ ۲۳٫
۴- سوره‌‌ بقره، آیه‌‌ ۸۶ .
۵- سوره‌‌ بقره، آیه‌‌ ۱۶٫
۶- سوره‌‌ حمد، آیات ۲ ـ ۴٫
۷- سوره‌‌ زمر، آیه‌‌ ۹٫
۸- سوره‌‌ زمر، آیه‌‌ ۹؛ سوره‌‌ رعد، آیه‌‌ ۱۹٫
۹- سوره‌‌ ص، آیات ۸۲ ـ ۸۳ .
۱۰- سوره‌‌ مجادله، آیه‌‌ ۱۹٫
۱۱- سوره‌ نساء، آیات ۱۱۸ ـ ۱۲۱٫
 
منبع:
معاد در قرآن، ‌آیة ‌الله جوادی آملی،‌ ص ۴۹ ،‌با تصرف .




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 مرداد 1389 03:37 ب.ظ